یاداشت/ دیروزیان و امروزیان روزنامهها
روزنامهنگاری این روزها فیزیکی می شود
دیروزیان و امروزیان روزنامهها
میان نسل موسفیدکرده مطبوعات و نسل جوانی که گروهگروه وارد این حرفه میشوند، رابطه روشمندی وجود ندارد. این جدایی دلیلهای فراوانی دارد که همه میدانند و همه هم میدانند کار چندانی برای رفع این جداییها نمیتوان کرد. فقر آموزش روزنامهنگاری، گسست ارتباطی میان نسلها که در این دههها سرعت و گستردگی باورنکردنی یافته، ورود پرشتاب گروههای تازهکار به تحریریهها و برونرفتن آنان پس از دورهای کوتاه، ناامنی در ظاهر علاجناپذیر در این حرفه، پرهیز ناشران روزنامهها از به خدمتگرفتن نیروهای باتجربه، به دلیل محدود بودن بودجه، نداشتن زبان مشترک و حتی ابزار مشترک برای کار حرفهای (جوانان بهآسانی و چالاکی از انواع تجهیزات کمکی بهره میگیرند و بسیاری از روزنامهنگاران سالمند در کاربرد این مهارتها مشکل دارند) و از همه مهمتر داشتن نگاه از بالای پیشکسوتان نسبت به جوانان روزنامهنگار از دلایل مهمتر این گسست است.
در جمعی از همکاران پابهسنگذاشته، موضوع بر سر روزنامهنگاران جوان بود. دوستان هر یک نمونههایی از لغزشها و برخوردهای جوانان نقل میکردند. یکی از همکاران در آن میان پرسش غافلگیرانهای را به میان انداخت: روزنامههای پرتعداد امروزی را پس چه کسانی درمیآورند؟ این پرسش خیلی معنادار است. قبول باید کرد که در همین سالها بچهها ابتکارها و شیوههای تازه و کارآمدی را به صفحههای روزنامه آوردهاند و با همان شیوهها کار میکنند. در مطبوعات تهران و شهرستانها گاهی استعدادهایی را میبینم که حیرتآور است. نکتهای اما باعث غصه من میشود: این بچهها به رشد خود کمک نمیکنند. همین که تشویق شدند، همین که طرف توجه قرار گرفتند و وقتی کارشان پسندیده شد، درست در همان نقطه میمانند و قدمی پیش نمیگذارند.
بخشی از مشکل اینجا است که تا ما با چند نفری از این بچهها که استعداد و زمینه حرفهای بیشتری بروز میدهند، کار میکنیم و به سطحی قابل قبول میرسند (باز بهدلیل استعداد و زمینهای که خود آنان دارند)، ناگهان خبر میرسد از تحریریهها جدا شدهاند؛ حالا به هر دلیل: کار اداری و غیرمطبوعاتی، ازدواج و مهاجرت یا... . بهعلاوه عمر محدود و کم روزنامههای ما امکان و اجازه ارتباط طولانیمدت و معنادار میان روزنامهنگاران از نسلهای متفاوت را نمیدهد.
مشکل دیگری هم در مسیر این ارتباط هست: بچههای مطبوعات جایی ندارند که بتوانند همدیگر را ببینند و از حال و کار هم با خبر شوند. جاهایی که کار مطبوعات اینقدر سیاسی و حساس نیست، روزنامهنگاران این امکان را دارند که پاتوقی داشته باشند، با هم گپی بزنند، چای بنوشند و همدیگر را بشناسند. مثل فردوسیپور خیال ندارم با از ما بهتران خودمان را مقایسه کنم. اما در آن سرزمینها اهل این حرفه در باشگاههایی میتوانند با همکاران و خوانندگان مخاطبان خود رو در رو شوند. این شیوه به ایجاد یک محیط شناخت و دوستی خیلی کمک میکند.
کار روزنامهنگاری این روزها به سوی فیزیکیشدن پیش میرود. ما داریم کار را به خط مونتاژ کارخانهای نزدیک میکنیم. بهعلاوه این کار هر روز بیش از روز پیش دشوارتر و بستهتر میشود. در چنین فضایی نه دلی برای اهل تحریریه میماند و نه دماغی. روزنامهنگاران همین که هنر کنند و سر و ته دخل و خرج خود را با دوسه جور کار روزانه همبیاورند، هنر کردهاند. همکار عزیزی میگفت: اگر روز تعطیل پیش بیاید، تا میتوانم، میخوابم!
به همکاران موسفیدکرده توصیه میکنم امروزیان را باور کنند و آنان را همینطور که هستند بپذیرند. به جوانان این حرفه هم پیشنهاد میکنم با دیروزیان حرفه خود بیشتر گفتمان کنند و بدانند تا روزگار موسفیدی (آن قدر که در ظاهر میبینند) خیلی فاصله نیست.
* علیاکبر قاضیزاده- روزنامه بهار- 24 بهمن ماه 1391- ص10-
وبلاک تخصصی خبرنگاران و روزنامه نگاران در راستای ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب 17/1/ 1379به منظور آگاهی بخشی در رشته امور خبرنگاری و روزنامه نگاری راه اندازی شده است.