یاداشت/ تاریخچه روزنامه نگاری ایران دریک نگاه
تاریخچه روزنامه نگاری ایران دریک نگاه
محققان و مورخان و گاه روزنامه نگاران 172 سال حیات مطبوعات ایران را بر اساس دیدگاه و سلیقه خود دوره بندی کرده اند. گروهی کیفیت و عده ای کمیت را مبنای دوره بندی قرار داده اند. اما نگاهی به این گستره و سیع و بررسی مطبوعات ایران این حقیقت را نشان می دهد که این دوره بندی ها عمدتا با آنچه بر مطبوعات گذشته است و مطبوعاتیان عرضه کرده اند سازگاری ندارد. مطبوعات در ایران 89 سال عمر خود را در دوره قاجار ، 53 سال را در دوره پهلوی و 30 سال را در دوران جمهوری اسلامی گذرانده اند. این تقسیم بندی بر اساس سه دوره اصلی: قاجار ، پهلوی و جمهوری اسلامی تفکیک می شود.
هشتاد و نه سال حیات مطبوعات ایران در عهد قاجار را می توان به هشت دوره فرعی تقسیم کرد:1- محمد شاه، 2- دوره ناصرالدین شاهف3- دوره مظفرالدین شاه تا صدور فرمان مشروطیت، 4- مشروطه اول، 5- از به توپ بستن مجلس تا فتح تهران ، 6- مشروطه دوم تا 1336 ه ق ،7- از 1336 ق ( 1296ش) تا کودتای سوم اسفند 1299 ش ، 8- از کودتا انقراض قاجار.
دوره پهلوی را می توان به 11 دوره فرعی تقسیم کرد: 1- از 1304 تا1312 ، 2- از 1312 تا 1317،3- از 1317 تا 1320،4 ، 4- از 1320 تا 1327،5- از 1327 تا 1329،6- از 1329 تامرداد1332،7- از رداد 1332 تا مرداد 1334، 8- از مرداد 1334 تا 1342ف9- از 1342 تا 1349، 10- از 1349 تا اعتصاب اول مطبوعات 1357ف 11- از اعتصاب اول مطبوعات تا 22 بهمن 1357.
سی سال اخیر را نیز می توان به شش دوره فرعی تقسیم کرد: 1- از 22 بهمن 1357 تا مرداد 1358،2- از مرداد 1358 تا اغاز جنگ تحمیلی،3-دوران جنگ تحمیلی،4- از صدور قطعنامه 598 سازمان ملل تا 1371، 5- از 1371 تا شهریور 1376 ، 6- از شهریور 1376 تا امروز.
دوره هایی که از آنها یاد شده مربوط به حیات مطبوععات در ایرانند و دوره بندی مطبوعات فارسی در خارج از ایران به سبب آنکه پیشینه ای دیرینه تر از مطبوعات ایران دارد متفاوت است. می دانیم که روزنامه نگاری فارسی از هند شروع شد و روزنامه نگاری در ایران به دنبال سفر میرزا صالح شیرازی به انگلستان پدید امد. میرزا صالح برای تحیل روزنامه نگاری به انگلستان نرفته بود . او برای آموختن فن ترجمه به انگلستان فرستادند ، اما وی از فرصت استفاده کرد و الفبای روزنامه نگاری را فرا گرفت . سفر میرزا صالح سه سال و نه ماه و بیست روز به طول انجامید. وی در حین تحصیل . پس از آن در وقت آزادو اوقات فراغت خود سود برد و دو کار انجام داد. یکی فنون چاپ ، تهیه حروف و حاکی و نحوه ساختن مرکب چاپ را فرا گرفت و چاپخانه ای خرید و با خود به ایران آورد و دوم به سبب فهم اجتماعی و شناخت از اوضاع دردناک آن روز ایران و اعتقادش به بنیادهای مدنیت جدید به ضرورت انتشار مطبوعات در ایران پی برد و پس از بازگشت نشریه ای بینام که مشهور به کاغذ اخبار شد بنیاد نهاد. وی پس از سه سال نشریه داری به ععنوان مسئول وصول مطالبات دولتی به کار گرفته شدئ و پس از آن اثری از وی به جای نماند. به طوری که معلوم نیست پس از آن چه کرده ، در کجا اقامت داشته و در چه تاریخی به دیار ابدی رفته است.
روزنامه بی نام میرزا صالح – مشهور به کاغذ اخبار- از سال 1253 ق تا 1256 ق در دوران حکمرانی محمد شاه انتشار یافت و پس از آن تا آغاز دوره ناصری نشریه ای در ایران منتشر نشد.
در دوره ناصری نخست روزنامه ( اشعه روشنایی) در ارومیه طبع شد و پس از آن روزنامه نگاری فارسی به اهتمام میرزا تقی خان امیرکبیر پا گرفت و به دنبال وی دیگران نیز این راه را ادامه دادند . در طول قریب به پنجاه سال روزنامه نگاری در دوره ناصری چندین روزنامه نگار در داخل و خارج از کشور به فعالیت های مطبوعاتی اشتغال داشتند.
مطبوعات داخلی در عهد ناصری دولتی بودند و تا دوره مظفری که گشایشی در فضای مطبوعاتی بوجود آمد و برای نخستین بار به بخش خصوصی مجوز انتشار نشریه ادواری داده شد. کسی نتوانست مجوز انتشار نشریه بگیرد.
بعضی از دولتمردان ایران در عهد ناصرالدین شاه که عمدتا مناصبی مهم در دستگاه دولتی داشتند در سال 1287 ق علاقمند به انتشار نشریه شدند . ناصرالدین شاه با پیشخدمت و مترجم مخصوص خود در این باره مشورت کرد. نتیجه شور این دو برقرار اداره روزنامجات دولت علیه دارالطباعه ممالک محروسه و دارالترجمه دولتی را در پی داشت. با وجود این اداره نه تنها علاقه مندان صاحب منصب موفق به کسب مجوز انتشار نشریه شدند بلکه تمام نشریه های دولتی نیز تعطیل شدند و این گونه مقرر شد که برای (( نظم انطباعات)) فقط یک روزنامه به مدیریت رییس اداره روزنامجات و دارالطباعه منتشر شود . دیری نپایید بنابر دلایلی (( نظم مقرر)) بر هم خورد و بر تعداد مطبوعات دولتی افزودند. درخواست های خارجیان مقیم ایران و اقلیت های مذهبی برای انتشار نشریه های غیر فارسی و ... موجب شد که تشکیلات ( دارالطباعه)) گسترش پیدا کند تا جایی که در اوایل سال 1300 ق رسما نام (( وزارت انطباعات)) بر آن نهادند. ناصرالدین شاه مهری به وزیر انطباعات سپرد و دستور داد که هر آنچه در ایران طبع می شود باید ممهور به این مهر باشد. این وزارت خانه در حدود ربع قرن در ایران حیات داشت ، سیزده سال در عهد ناصری و دوازده سال در عهد مظفری. در این بیست و پنج سال سه نفر عهده دار وزارت انطباعات شدند: محمد حسن خان صنیع الدوله ( بعدها اعتماد السلطنه) ، محمد باقرخان اعتماد السلطنه – دو بار قبل و بعد از وزارت محمد ندبم السلطان ( ندیم باشی) – و محمد ندیم السلطان.سیزده سال نخست عمده فعالیت این وزارت خانه تلاش در جهت گسترش مطبوعات دولتی و جلوگیری از ورود نشریه های فارسی زبان چاپ خارج از کشور بود. با انتساب محمدباقر خان و آغاز دوران حکومت مظفرالدین شاه دوره دیگری از حیات این وزارتخانه آغاز شد: مطبوعات دولتی تنوعی بیشتر پیدا کردند و به بعضی از افراد مجوز انتشار نشریه دادند. این دوره تا انتساب محمد ندیم السلطان در 1321 ق ادامه داشت . با انتساب او به وزارت انطباعات در حقیقت دوره سوم فعالیت این وزارتخانه شروع شد. چندی از انتساب وی نگذشته بود که مظفرالدین شاه به همراه جمعی از سران آن روزگار به اروپا رفت. در ان مدت محمد ندیم السلطان از فشار بر مطبوعات کاست و بعضی از آنچه در دل داشتند نوشتند. مراجعت مظفرالدین شاه و مشاهده اوضاع او را بر آن داشست تا ندیم السلطان را عزل و مجددا محمد باقر خان اعتماد السلطنه را به وزارت انطباعات منصوب کند. چندی نگذست که مظفرالدین شاه به امضای فرمان مشروطیت گردن نهاد و پس از آن مرگش فرا رسید. هنوز یک ماه از حاکمیت محمد علی شاه نگذشته بود که تشکیلات اداری دگرگون شد. در ابن دگرگونی وزارت انطباعات برای همیشه منحل شد و وظایف آن را به دو اداره تابعه وزارت علوم و معارف واگذار کردند.
پس از صدور فرمان مشروطیت درایران و رواج فعالیت های مطبوعاتی روزنامه نگاران درباره شیوه نظارت بر مطبوعات با وزیر علوم جلسه ای تشکیل دادند که سرانجامی پیدا نکرد. به چوب بستن افصح المتکلمین مدیر روزنامه خیرالکلام توقیف مساوات ، حسب المتین، روح القدس، صور اسرافیل و فریاد ، محاکمه محترمانه میرزا جهانگیرخان شیرازی مدیر روزنامه صور اسرافیل در اداره جراید وزارت معارف ، درخواست وزیر عدلیه از وزیر انطباعات وزارت معارفف در مورد محدودیت مطبوعات ، محاکمه سلطان العلما خراسانی مدیر روزنامه روح القدس در محکمه جنایی تهران و حمله به دفتر روزنامه ها در تهران ارمغان سال 1325 ق و احضار سید محمدرضا در نشریه مساوات به عدلیه ، اعتراض روزنامه نگاران و مدیران مطبوعات به توقیف قبل از محاکمه تصویب قانون مطبوعات و موضع گیری های برله و علیه آن. دستگیری ، زندان و تبعید روزنامه نگاران ، تویف نشریات وشهادت شیخ احمد تربتی ( سلطان العلما خراسانی) مدیر روح القدس و میرزا جهانگیرخان شیرازی مدیر صور اسرافیل از جمله رویدادهای سال 1326 ق بود.
به طور کلی آنچه پس از فرمان مشروطیت تا کودتای سوم اسفند 1299 ش بر مطبوعات و روزنامه نگاران گذشت توقیف های مکرر مطبوعات به ویژه به امر درباریان و سفارتخانه های روس و انگلیس ، دستگیری ، محاکمه ، حبس ، شلاق ، ترور و اعدام بسیاری از مطبوعاتیان بود.
با کودتای سوم اسفند 1299 روزنامه نگاران نخستین گروهی بودند که هدف هجوم واقع شدند و نشریاتشان طبق ماده 4 بیانیه کودتا تعطیل شد و خیلی عظیم از آنان دستگیر شدند.
از کودتا تا انقراض قفاجار جمعی از روزنامه نگاران برای جلوگیری از استقرار دیکتاتوری مرارتها کشیدند و رنج ها بردند جمعی محاکمه شدند عده ای کتک خوذدند و چندین تن جان بر سر قلم نهاند.
تشکیل اداره اطلاعات نظمیه برای کنترل و سانسور مطبوعات اتش سوزی دفتر روزنامه ها ، ممنوعیت خواندن روزنامه در ادارات، سرنوشن نشریه نسیم شمال و سید شریف الدین حسینی گیلانی تاسیس اداره راهنمای نامه نگاری در وزارت کشور ، هجوم مامورران شهربانی به دفاتر روزنامه ها و حبس روزنامه نگاران صدور دستور هیات وزیران به وزارت معارف در مورد بازرسی روزنامه ها و مجله ها ، ترور عشقی و قتل فرخی، تعطیل نشریات بنابر پا فشاری سفارتخانه ها و کنسولگری های روس و انگلیس و ... از جمله رویدادهای مطبوعاتی در دوره پهلوی اول است.
با خروج پهلوی اول از ایران حدود دو دهه دیکتاتوری چکمه پایان پذیرفت و فضایی برای اهل قلم پدید آمد . مستقل ، چپ ، راست و ... همه شروع به فعالیت کردند . از شهریور 1320 تا مرداد 1332 مطبوعات فراز و فرودهایی پی در پی داشتند و روزنامه نگاران مشقت هایی فراوان دیدند. توقیف کلیه نشریه ها و بازداشت عده ای از روزنامه نگاران در 17 آذر 1321 ، تصویب لایحه حبس روزنامه نگاران و توقیف نشریات در هیات دولت و ارائه آن به مجلس شورای ملی ، درخواست فرمانداری نظامی تهران از وزارت فرهنگ در مورد توقف اعطای امتیاز روزنامه ، محاکمه و دستگیری دست اندرکاران مطبوعات و ضرب و شتم و قتل روزنامه نگاران و حمله به چاپخانه ها و غارت نشریه ها ، صدور دستور وزیر فرهنگ به اداره نگارش این وزارتخانه مبنی بر (( منع دخالت کارمندان دولت به امور مطبوعاتی)) ، اعتصاب غذای روزنامه نگاران و فشار پی در پی از ویژگی های این دوران است که با ترور ناموفق محمدرضا شاه در سال 1327 این فشارها تشدید شد. درگیریهای مدیران مطبوعات چپ گرا و راست گرا و تشگیل گروههای مطبوعاتی که نه تنها تقویت کننده نبودند بلکه تضعبف کننده جامعه مطبوعاتی از درون بودند ، مشکلات را مضاعف کرد. مطبوعات اگر کاریکاتور استالین را چاپ می کردند سفارتخانه روس برای توقیف نشریه بسیج می شد و اگر از پیر استعمار چیزی می نوشتند سفارت انگلیس مدعی بود و برای تعطیل نشریه پای می فشرد. نسیم آزادی هم که وزیدن گرفت غیر مطبوعاتیان برای اجرای مقاصد خود به این حرفه روی آوردند و داستان در مجموع به جایی رسید که به کودتای مرداد 1332 منجر شد.
پس از کودتا نشریات عمدتا توقیف شدند و فهرست نشریات مجاز از سوی شهربانی انتشار یافت گروهی از انتشاراتی ها به زندان افتادند و گروهی دربدر شدند. جمعی نیز خود را با وضع به وجود آمده وفق دادند.
مطبوعات ایران در آن دوره مثل همه ادوار خود و مثل همه صنوف انواع و اقسام آدم ها را در خودداشت. هم کسانی که جان بر سر قلم باختند و هم کسانی که از کودتا خوشحال شدند.
در 25 سال از فاصله 1332 تا 1357 حاکمیت با استفاده از دلارهای نفتی و تطمیع گروهی قلیل سعی در جریان سازی در مطبوعات ایران داشت.
در کنار مطبوعات حرفه ای و انتشار مجله های وزین و فرهتگی و به رغم حضور گروهی کثیر افراد پاکدامن، نیک صفت، و سالم دستگاه با استفاده از عده ای قلیل تلاش کردند تا ژورنالیسم مبتذل را هم رواج دهد. انتشار چند مجله صخیف محصول آن دوران است و نباید این مجله را به حساب کل طبوعات آن دوره گذاشت . این دوره ، دوره رواج نشریات زیرزمینی و پنهانی در ایران و مطبوعات فارسی زبان علیه حاکمیت داخلی در خارج از کشور بود. با تشکیل ساواک این محدودیت ها روزافزون شد و از هر فرصتی رژیم برای سرکوب مطبوعات و روزنامه نگاران استفاده می کرد. توقیف یکباره 91 نشریه در سال 1342 و 64 نشریه در سال 1353 نمونه ای از برخوردهای رژیم با مطبوعات بود. گردانندگان رژیم از سال 1353 بیش از یش تصور کردند که تثبیت شده اند و می خواستند برای همیشه خود را از شر مطبوعاتیان خلاص کنند. از مهان سال پس از توقیف 64 نشریه شروع به ممنوع القلم کردن نویسندگان مطبوعات کردند که اوج آن ممنوع القلم شدن 22 تن در سال 1355 بود. از جمله کارهای دیگر دستگاه این بود که به رفتگران شهرداری دستور دادند به بهانه سد معبر بساط روزنامه فروشان تهران را خرد کنند.
در سال 1356 که خفقان از حد برون شد یکصد تن از نویسندگان ، خبرنگاران و مترجمان مطبوعات کشور در مورد فشار و سانسور حاکم بر مطبوعات اطلاعیه ای دادند . این اطلاعیه تقریبا با فصلی نوین در تاریخ ایران مصادف شد و روزنامه نگاران به تدریج وارد مرحله ای دیگر از حیات حرفه ای خود شدند . این مرحله از فصل پایانی 1356 آغاز شد و تا اعتصاب مطبوعاتیان و پس از آن تا 22 بهمن 1357 ادامه یافت. در ابن دوره بیانیه ها و اطلاعیه های متعددی از سوی نویسندگان ، خبرنگاران و خبرنگاران عکاس در پشتیبنی از انقلاب صادر شد . طبقه آسیب پذیر مطبوعات طعم تلخ فقر را چشیدند و با قرض امور خانوادگی خود را گذراندن ولی اجازه کار کردن در آن فضا را به خود ندادند و اعتصاب کردند. رژیم در همان موقع به مهره های کاشته شده خود در مطبوعات دستور داد چند نشریه منتشر کنند تا خلاء پر شود . افراد دیگری نیز از آن فضا استفاده کردند و مطبوعه هایی را انتشار داند اما مردم توجهی نشان ندادند و این نشریات اقبال عامه نیافتند. رژیم موقعی که با مقاومت مطبوعاتیان موجه شد چند تن از روزنامه نگاران را حبس کرد امانتیجه بخش نبود . در همان سال به ماموران دستور دادند به صفوف خریداران روزنامه حمله کنند. یورش ماموران شهادت چهار نفر از خریداران روزنامه را در پی داشت . رژیم در آخرین نفس های خود به هر کاری دست زد ولی موفق نشد جلوی موج مردمی را بگیرد . به ناچار از در مصالحه در آمد و نزدیک به پیروزی انقلاب گردانندگان رژیم به خیال خود برای جبران گذشته به وزارت اطلاعات و جهانگردی دستور دادند فرمان ممنوعیت ممیزی در مطبوعات را صادر کند . این کار را هم کردند ولی دیگر اثیر نداشت وانقلاب به پیروی رسید.
منابعی جهت مطالعه بیشتر:
1- مارتین ، قدرتهای هان مطبوعات ترجمه م قائد ، تهران ، نشر مرکز 1372
2- طباطبایی، محیط، تایخ تحلیلی مطبوعات ایران ، تهران ، موسسه انتشارات بعثت 1375
3- قاسمی ، فرید ، تاریخ روزنامه نگاری ایران، تهران ، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1379
4- شیرازی( کازرونی) ، میرصالح، گزارش سفر، به کوشش همایون شهیدی ،تهران،راه نو 1364
5- هدایت، مهدی قلی ( مخبر السلطنه) ، خاطرات و خطرات، تهران ، انتشارات زوار، چاپ چهارم 1375
6- معتمد نژاد ف دکتر کاظم، جهان سوم در برابر سلطه ارتباطی و اطلاعاتی غرب ، تهران، رسانه سال دوم، شماره یکم ، بهار 1370
7- معتمد نژاد، دکتر کاظم، وسایل ارتباط جمعی، جلد یکم، تهران ، انتشارات علامه طباطبایی 1371
8- فلور، ملوین، ای وینس اورت، شناخت ارتباطات جنعی ترجمه سیروس مرادی زیر نطر دکتر ناصر باهنر ف تهران ، انتشارات دانشکده صدا و سیما 1387
*تاریخچه روزنامه و روزنامه نگاری در ایران و جهان - نویسنده : سید غلامرضا فلسفی- دفتر مطالعات و برنامه ريزي رسانه ها- 2/10/1391
وبلاک تخصصی خبرنگاران و روزنامه نگاران در راستای ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب 17/1/ 1379به منظور آگاهی بخشی در رشته امور خبرنگاری و روزنامه نگاری راه اندازی شده است.