مطبوعات محلی؛ به سبک امروز

نویسنده: موسی کاظم زاده – کارشناس امور خبرنگاری و روزنامه نگاری قوه قضائیه

وسایل ارتباط جمعی از جمله مطبوعات، رادیو، تلویزیون، خبرگزاری ها، پایگاه های خبری، وبلاگ ها و به ویژه نشریات بومی به عنوان واسطه بين مردم، واقعيت ها و رويدادها بايستي آينه وفادار رخدادها باید در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامی در راستای تقويت فرهنگ بومي و ایجاد وحدت حرکت کنند. اصحاب رسانه در حقيقت امانتدار مردم در دستيابي به اطلاعات صحیح و درست می باشند و بايد اين امانت را به خوبي ادا كنند.

با این وجود، در اصل 24  قانون اساسی تصریح شده است نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.

در مباني‌ وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌، اطلاع‌رساني‌ در جهت‌ آگاه‌ كردن‌ مخاطب‌ ركن‌ اساسي‌ است‌. نقشي كه رسانه به طور عام در توسعه زيرساخت‌هاي اجتماعي در جوامع گوناگون انساني ايفا مي‌نمايد، انكارناپذير بوده و شايد به جرأت بتوان گفت كه هرگونه توسعه بدون در نظر داشتن سهم رسانه ابتر خواهد ماند. نشريات محلي نيز يکي از گروههاي مهم مطبوعاتي محسوب مي شوند. به اعتقاد بسياري از محققان علوم ارتباطات،آينده متعلق به رسانه ها و نشريات بومي است و قدرت اثر بخشي آنان بسيار بيشتر از ساير گروه رسانه هاي همجنس خود مي باشد.

بدینسان، نخستین روزنامه موضوعی متمرکز بر عامه مردم توسط یوهان کارولس (Johann carolus) با نام ارتباط یا رلیشن در ماه ژوئن 1605 در شهر استراسبورگ آلمان آن زمان و فرانسه امروز منتشر شد.

از سوی دیگر، از انتشار و تولد نخستین روزنامه محلی نیز در جهان 160 سال می گذرد. در سال 1853 اولین روزنامه محلی در انگلستان با نام" The Northern Daily Times" منتشر گردید که مورخان این روزنامه را مادر روزنامه هاي محلي در جهان لقب دادند.

از این رو ، انتشار نخستین روزنامه در ایران در ۲۵ محرم سال ۱۲۵۳ ق به نام کاغذ اخبار یا اخبار وقایعِ دارُالخِلافه توسط میرزا صالح شیرازی به صورت ماهنامه انتشار یافت .

بر اساس آنچه از بررسی مطبوعات در جهان به‌دست می آید، به نظر می رسد بعد از گذشته بیش از 400 سال از انتشار نخستین روز نامه عمومی و 160 سال از روزنامه محلی در جهان، انتشار روزنامه‌های سراسری و مطبوعات محلی کشورمان با استاندارد های جهانی روزنامه نگاری فاصله زیادی داشته باشد.

بر اساس آمار سال 90 وزارت ارشاد، بیش از ۴ هزار و 800 نشریه صاحب مجوز انتشار در سطح کشور است که از این تعداد به ترتیب بیش از 190 و یک هزار و 400 عنوان نشریه به ‌صورت روزنامه و محلی منتشر می‌شود. در این باره، در استان آذربایجان شرقی نیز بیش از 130 نشریه مجوز فعالیت دارندکه از این تعداد هشت نشریه در قالب روزنامه منتشر می شودکه به نظر می رسد از لحاظ کمی و کیفی نیازمند بررسی و تحقیق بیشتری داشته باشد. بي ترديد بررسي و مطالعه پيرامون چالش هاي مطبوعات محلي هر استان بدون نگاه به ‏زمينه هاي اقليمي، تاريخي و فرهنگي هر منطقه تلاشی بیهوده و كم اثری خواهد بود.

جامعه شناسان ارتباطات معتقدند نشريات محلي به دليل کارکردهاي ويژه خود در حوزه مسايل بومي عمده ترين نقش را در شکل گيري رفتارهاي اجتماعي در پايه اي ترين سطح خود، انعكاس مشكلات مطابق با ذائقه مردم آن منطقه، تقويت فرهنگ و هويت ملي، نظارت بر حاكمان، تقويت نهادهاي مدني محلي و بسيج عمومي را دارا هستند و در نحوه قضاوت و عکس العمل مردم در سطوح ملي و بين المللي نيز از اين رهگذار به شکل غيرمستقيم نقش آفريني مي کنند.

همان طورکه بیان شد براي آسيب‌شناسي مطبوعات ايران و به خصوص مطبوعات محلي و بومي، در كنار مشكلات متعددي كه مطبوعات با آن روبرو هستند، شيوه‌هاي كمك دولت براي استقلال اقتصادي مطبوعات و توسعه آن‌ها، از جمله مسايلي است كه همواره از سوي مديران مسئول مطبوعات كشور، با انتقاد و اعتراض روبرو بوده است. ديدگاه اول، معتقد است كمك‌هاي دولت به مطبوعات، گام مؤثري براي رفع برخي مشكلات اقتصادي است. هرچند اين گام‌ها، بي‌سامان، لرزان و شكننده است و مي‌بايد براي ساماندهي آن چاره‌انديشي شود. ديدگاه دوم، به طور كلي معتقد به حذف كمك‌هاي دولتي است. اين ديدگاه مي‌گويد كمك‌هاي دولتي چون به شيوه‌اي عادلانه صورت نمي‌گيرد، باعث تبعيض ميان مطبوعات دولتي و غيردولتي، محلي، حزبي و غيرحزبي مي‌شود.

 جالب اینجاست که از نظر اصول حرفه اي بيشتر نشريات محلي فاقد ويژگي ها و استانداردهاي روزنامه نگاري اند. به طور مثال عمده تيترهاي اصلي داراي ارزش خبري قابل توجهي نبوده و از وزن و اهميت کافي برخوردار نيستند. تيتر و ليد مطالب ضعيف است. در تنظيم مطالب خبري، مشکل و ضعف جدي دارند. در تدوين و تنظيم گزارش ها عمدتا به کنارهم قرار دادن نقل قول ها بسنده مي کنند. اخبار توليدي اندک است. در انتشار مطالب اقتصادي بسيار ضعيف اند. در ايفاي نقش نظارتي خود عمدتا ضعيف هستند و عليرغم آنکه رويکردي انتقادي دارند اما کمتر به نهادهاي دولتي و مدني توجه دارند.

به بيان روشن تر، عمده‌ خبرها به نقل از روابط‌ عمومی‌ها ، غیرتولیدی و خبرها و تیترها براساس ارزش خبری “شهرت” بوده و جای گزارش‌های تحقیقی خالی است.

 بنابر این می توان گفت که نشريات محلي از نظر گرافيک اصول صحيح زيبايي شناسي و طراحي مطبوعاتي را به خوبي رعايت نمي کنند. بعضا انتشار نامرتب دارند. پوشش خبري و موضوعي مورد انتظار مخاطبان خود را برآورده نمي کنند و به همين دليل اغلب با بحران مخاطب روبرو هستند و توزيع رايگان اين قبيل نشريات نتوانسته زمينه ساز تعامل رسانه اي موثري را فراهم کند. و همچنین پايين بودن کيفيت مطبوعات محلي در برخي از موارد نشريه اي که منتشر شده براي مخاطب هيچ گونه جذبه اي ندارد که اين خود در پايين بودن ميزان تيراژ نشريات محلي بي تأثير نيست.

به عقیده کارشناسان حوزه رسانه، مخاطب سنجي يکي دیگر از نيازهاي اجتناب ناپذير مطبوعات محلي است که متأسفانه در اين راه هم اقدامي صورت نگرفته است.

در نهایت،کارشناسان این عرصه مشكلات و چالش‌هاي مطبوعات محلي را در دو حوزه محتوايي و فقدان تخصص حرفه‌اي بیان می کنند که در این زمینه می توان به عدم آگاهي از حقوق و مسووليت‌هاي روزنامه نگاري، نداشتن استقلال حرفه‌اي و امنيت شغلي، نابسامانی توزیع آگهی های دولتی، نبود چاپخانه مدرن ، کاهش سهمیه کاغذ، نبود نظام مالی مشخص و منظم، تقلید غیرخلاقانه از روزنامه‌های سراسری، بی‌توجهی به چرایی و چگونگی رویدادهای محلی ، عدم توجه به فرهنگ، رسوم و آداب محلی، نبود نظام تشکيلاتي منظم و هدفمند، طرح انتقادات بي هدف، چالش های قومی و طایفه ای، بی توجهی و کم مهری های مسئولان و مدیران، عدم تناسب رشته های تحصیلی با فعالیت های مطبوعاتی، ضعف نيروهاي آموزش ديده و در نهايت دارا بودن نگاه اقتصادي صرف در برخي از اين مطبوعات، نبود نيروي متخصص در آنها، وابستگي مالي، مواجه بودن با بحران مخاطب، طرح انتقادات بي‌هدف و كند بودن حركت مطبوعات محلي، سطح تخصصي پايين و نداشتن صدا و تريبون در ساختارهاي دولتي اشاره کرد و همچنین بسياري از دست اندركاران و خبرنگاران مطبوعات محلي در تنظيم اخبار، مصاحبه ها، انتخاب تيتر و ساير موارد دچار ضعف بوده و دانش كافي را ندارند.

نا گفته نماند، يكي از مهـــم ترين نيازهاي روزنامه نگاران مطبوعات محلي، داشتن دانش كافي درباره گزارشاتي است كه ارائه مي كنند. يكي از جــدي ترين و خوشبختانه سازنده ترين انتقادات موجود درباره مطبوعات محلي، فقدان مطالب آموزنده، تنوع خبر، توليدات خبري وگزارش مهم اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي بومي است. روزنامه نگاران فقط به حوادث جاري مراجعه و آنها را شرح مي دهند.

آنچه در این خصوص مهم به نظر می رسد اینکه مطبوعات محلي بايد بتوانند علوم تخصصي را به شكل اطلاعات عمومي و قابل درك براي مردم بيان كنند. انجام اين كار به شكل خوب بسيار مشكل است و نياز به دانش فراوان و ذاتــي دارد و نمي توان آن را فقط در كلاس هاي درس به دست آورد.

به بیان دیگر، برای حل این چالش ها و بهبود رشد مطبوعات محلی، تشكيل نهادهاي حمايتي و بنياد ملي مطبوعات محلي، تشكيل صندوق ملي پژوهش در حوزه مطبوعات محلي، راه اندازي يك كميته يا انجمن مطبوعات محلي و همچون حمايت‌هاي حقوقي از آنان، آموزش‌هاي مستمر مطابق نيازهاي روز و حمايت‌هاي پژوهشي ، مخاطب شناسي،گنجاندن دروس نشريات محلي در دروس دانشگاهی و مدارس، تهيه و تدوين كتاب و مقاله براي نشريات محلي، از بين رفتن نگاه امنيتي به آنها، تشویق خبرنگاران و روزنامه نگاران محلی و معرفي نشريات محلي نمونه از طريق جشنواره های مختلف و صدا و سيماي در سطح منطقه و ملی ضروری به نظر می رسد.

http://tabriz.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=29921

http://www.aryayac.com/Default.aspx?pap=1363

http://anaj.ir/news/pages/21972